طراحی وب سایت و طراحی اتوماسیون اداری تارنما، با بهترین کیفیت و امکانات، آماده طراحی انواع سایت فروشگاهی، وب سایت سازمانی و پرتال، وب سایت شرکتی، وب سایت پزشکی، وب سایت خدماتی، وب سایت آموزشی، وب سایت خبری، طراحی وب سایت b2b ، طراحی وب سایت دانشگاهی، طراحی وب سایت فیلم و موسیقی، طراحی وب سایت آژانس هواپیمایی، طراحی وب سایت خبرگزاری، طراحی وب سایت رزواسیون می باشد. طراحی نرم افزار موبایل تحت اندروید و ios یکی دیگر از خدمات تارنما می باشد. کیفیت برتر و نمونه کارهای بسیار در طراحی نرم افزار موبایل می تواند شما را به اهداف خود برساند.

طراحی وب سایت

طراحی سایت

طراحی حرفه ای وب سایت

ویژگی های متمایز کننده ی مدیران!

ویژگی های متمایز کننده ی مدیران!

ویژگی های متمایز کننده ی مدیران!

  • تاریخ: 2-21-1392
  • تعداد بازدید: بازدید

ویژگی های متمایز کننده ی مدیران!(تارنما)

در این مقاله قصد داریم تا به بررسی هر چه بهتر ویژگی های مدیران استثنایی بپردازیم. در کنار مدیران، کارمندان مشغول کار هستند و نقش زیادی را در موجودیت مدیران دارا می باشند.
اجرای نقش کارمندان در کنار مدیران است. یکی از دلایل موفقیت شرکت ها و بخش ها، داشتن مدیری با کفایت است. یکی از وظایف مهم مدیران تربیت کارمندان در جهت اهداف شرکت است. مدیران به طور کل سه دسته هستند:

<< مدیران خوب، مدیران عالی، مدیران استثنایی >>

 

ویژگی های مدیران 

مدیران خوب، در ظاهر خوب به نظر می­رسند. مدیران بزرگ، شخصیت بزرگی دارند و عمل آنها نشان دهنده ارزش آنها است. اما مدیران استثنایی فراتر از این هستند، نه به خاطر کارهایی که انجام می­دهند و شما آنها را می­بینید، بلکه به دلیل کارهایی که از چشم شما پنهان است. مدیران استثنایی کارمندان استثنایی تربیت می‌کنند و کارمندان استثنایی نیز به نوبه خود سازمان­های استثنایی می­سازند.
برخی از ویژگی های مدیران استثنایی:
 

تصمیم گیری نکردن در جمع!

وقتی قرار باشد تصمیمی جمعی گرفته شود، بیشتر اوقات بهترین فرد تصمیم گیرنده رییس شرکت نیست، بلکه بهترین فرد کارمندی است که بیش از همه به مساله مورد نظر نزدیک است. 
قاطعیت یکی از کیفیت­های یک رییس خوب است. مدیران استثنایی هم می­توانند قاطع باشند، اما شیوه آنها متفاوت است: آنها معتقدند که بهترین فرد برای تصمیم­گیری در جمع، خودشان نیستند و فقط تعیین می­کنند که بهترین فرد برای تصمیم گیری چه کسی است.
 

بخشش + فراموشی

وقتی کارمندی مرتکب اشتباه می­شود چه بزرگ و چه کوچک بسیار آسان است که برای همیشه آن کارمند را از منظر آن اشتباه نگاه کنید. اما یک اشتباه یا یک ضعف، تنها بخشی از شخصیت یک فرد را تشکیل می­دهد. مدیران بزرگ می­توانند یک قدم به عقب برگردند، اشتباه را نادیده بگیرند و در مورد کل شخصیت آن فرد فکر کنند. اما حال مدیران استثنایی علاوه بر بخشش، می­توانند آن اشتباه را فراموش کنند، چون می­دانند که اگر کارمندی را از درون همان اتفاق ببینند، برای همیشه رفتارشان با آن کارمند تحت تاثیر آن اتفاق قرار می­گیرد.
 

اهداف کارمند=اهداف شرکت

مدیران بزرگ کارمندان را تشویق می­کنند تا اهداف شرکت را محقق کنند. اما مدیران استثنایی کاری می­کنند که کارمندانشان حس کنند هر کار مثبتی که انجام می­دهند، هم به نفع شرکت است و هم به نفع شخصی آنها. کارمندانی که اهداف شخصی داشته باشندچه توسعه، چه یافتن فرصتی برای رشد و چه شانسی برای درخشیدن ،همیشه نسبت به کارمندانی که برای تحقق اهداف شرکت کار می­کنند، عملکرد بهتری دارند.
 

در فکرشان روزهای کاری خوبی را رقم می زنند

رهبری یک سازمان مجموعه­ ای از ناامنی­ها را در خود دارد. مدیران همیشه نسبت به کارمندان، مشتریان و نتایج کاری خود نگرانی دارند. به همین دلیل است که مدیران استثنایی هر روز که به خانه می­روند احساس می­کنند می­توانستند کارهای روزانه خود را بهتر و هوشمندانه­ تر انجام دهند. آنها با خود می­گویند کاش نسبت به کارمندان خود حساسیت و همدردی بیشتری داشتند. از همه مهمتر، این مدیران همیشه احساس می­کنند که می­توانند اعتماد کارمندان نسبت به خودشان را بهتر جبران کنند. به همین دلیل است که مدیران استثنایی هر روز وقتی وارد محل کار خود می­شوند، سعی می­کنند عملکردی بهتر از روز قبل خود داشته باشند.
 

اقدام را به انگیزه و احساس تبدیل می­کنند

گاهی اوقات کارمندان اقدام اشتباهی انجام می­دهند. مثلا گاهی پروژه یا نقشی را بدون تصویب یا تایید مقامات بالاتر بر عهده می­گیرند. گاهی بازی­های سیاسی در محیط کار راه می­اندازند و یا اهداف شرکت را قربانی اهداف شخصی خودشان می­کنند. 
وقتی این اتفاق رخ می­دهد، خیلی ساده است که تصور کنیم این کارمندان قوانین شرکت را زیر پا می­گذارند. اما تقریبا همیشه دلیل بزرگتری وجود دارد:

اینگونه کارمندان احساس می­کنند نادیده گرفته شده­اند، هیچ اختیاری ندارند و منزوی هستند و به همین دلیل تلاش می­کنند برای نقش خود در محیط کار معنا ایجاد کنند. 

مدیران تاثیرگذار با اقدامات سروکار دارند. اما مدیران استثنایی به دنبال مسایل بنیادی در کار هستند که وقتی بر آن غلبه می­کنند، به تغییرات مثبت بیشتری منجر می­شود.
 

حمایت از دیگران بدون بازگو کردن

مدیران خوب، وقتی مشتری از آنها ناراضی است یا فروشنده آنها با بی­پولی مواجه شده یا همکارشان احساس ناامیدی می­کند، از آنها حمایت می­کنند. اینگونه مدیران می­دانند که اگر این حمایت را نداشته باشند، اعتبار و شاید قدرتشان تحلیل برود. بعد از آن هم به کارمندشان می­گویند:

«همه توجه کنند، من این مشکل کارمندم را برایش حل کردم، اما...»

مدیران استثنایی کمک و حمایت کردن از کارمند را بخشی از وظایف خود می دانند و آن را بازگو نمی کنند.
 

گرفتن تصمیم های سخت

برای گرفتن تصمیم های سخت می بایست شرایط سخت باشد این باعث فرق و تمایز مدیران می شود. چنین شرایطی ممکن است به بحث های داغ یا نتایج ناخوشایندی منجر شود که با روحیات هر کسی سازگار نیست. مدیران استثنایی پیشگیری از چنین مسایلی را ارج می­نهند، اما تصمیمات سخت هم اتخاذ می­کنند. آنها همیشه تصویر کلی هر چیزی را می­بینند. آنها می دانند برای اعمال تغییرات باید تصمیم های سخت بگیرند.
 

یادگیری دروس توسط کارمند بدون دخالت مستقیم مدیر

یک مدیر خیلی ساده می­تواند از کارمندانش سوال بپرسد و لحظه­های تعلیم ­پذیر را به یک درس برای کارمندانش تبدیل کند. اما اینکه بگذاریم کارمندان خودشان درس بیاموزند کار سختی است، با اینکه درس­هایی که خودمان یاد می­گیریم، برای همیشه در ذهن باقی می­مانند. 
مدیران استثنایی هیچ موقع تاکید نمی کنند. آنها با کارمندان خود همکاری می­کنند تا بفهمند چه اتفاقی افتاده و چگونه باید اشتباه موجود را حل و فصل کنند. مدیران استثنایی به جای گوش زد کردن، با کارمندان خود همکاری و هم فکری می کنند
نیازی نیست کارمندان خوب را سرزنش کنید. آنها خودشان می­دانند چه اشتباهی مرتکب شده­اند. بهترین وسیله برای تربیت کارمند خطاکار ایجاد سکوت است.
 

رفتار منصفانه

هر مدیر یا فردی بسته به شرایط تصمیم میگیرند. اما مدیران استثنایی اینگونه نیستند. آنها در قضاوت­های خود بیطرف و عادلانه هستند و به همه کارمندان فرصت­های مساوی می­دهند. رفتار عادلانه و شفاف مدیران استثنایی، باعث می­شود حس اعتماد در دیگران ایجاد ­کنند که تاثیر بسزایی بر دیدگاه کارمندان نسبت به رییس و شرکت دارد.
 

اولین اولویت: گروه خود

مدیران استثنایی می­دانند که بهترین منافعشان در گرو تیمشان است. بنابراین قبل از خودشان بر پیشرفت تیم متمرکز می­شوند. هر گونه موفقیتی به تیم و شخص کارمندان اتلاق می­شود. مدیران استثنایی می­دانند چگونه خود را از مرکز توجه دور کنند.
 

اجرای استعداد کارمندان

مدیران استثنایی انرژي بالقوه را در کارمندان خود کشف می­کنند و راه­هایی را می­یابند تا آنها ایده­های و استعدادهایشان را بیان کنند. آنها راه هایی را پیدا می کنند تا بتوانند کارمندان خود را در موقعیت های مختلف بسنجند به طوری که خود کارمند از این موضوع خبری ندارد.
 

رفتن به دل مشکلات و حل آن

هیچ چیز مخرب­ تر از این نیست که اعضای یک تیم نتوانند با هم کار کنند. درگیری­های داخلی، فشار کاری، نافرمانی، کم کاری و دیگر موارد این چنینی همگی می­توانند بر اهداف شرکت اثرگذار باشند. مدیران استثنایی  مسایل مخرب را خیلی زود تشخیص می­دهند. آنها قبل از هر گونه مقایسه، مسایل را با منطق رفع و حل می­کنند.
 

تشخیص سعی و تلاش کارمندان

تلاش­هایی که به ثمر می­نشینند، همیشه فورا مورد قدردانی قرار می­گیرند و بیشتر مواقع تلاش­هایی که نتیجه­ بخش نیستند، مورد توجه نیستند. مدیران استثنایی می­دانند که خود تلاش­ انجام شده هم مهم است و حتی اگر این تلاش نتیجه نداده باشد، باز هم سختکوشی کارمندان خود را ارج می­نهند. 
 

ایجاد فرصت دوباره

اشتباهات در محیط کار می­تواند اثراتی جدی و مضری داشته باشد و اکثر مدیران نسبت به این مساله نگرانی دارند. مدیران بزرگ می­دانند که اشتباهات فرصت­هایی برای آموختن درس­های ارزشمند و تربیت کارمندان است و می­دانند این اشتباهات اجتناب­ ناپذیرند. اما مدیران استثنایی فرصت­های به دست آمده از اشتباهات را جذب می­کنند و شانس دوباره­ ای به کارمندان خود می­دهند.
 
منبع: تارنما

سایر مقاله های مدیران وب سایت